حس، حس است حالا می خواهد کوفتی باشد یا غیر کوفتی...
دست می اندازی دور گردن خودت... پا به پای خودت قدم می زنی... برای خودت لبخند می زنی... توی چشم های خودت خیره می شوی...باز هم تنهاییت پر نمی شود
مرگ کبوتر آخر راه نیست... آخر راه مرگ پرواز است... که نمی رسد
غافلگیر می شود. خوابی... بیدار می شوی نه! بیدار نمی شوی ... توی کابوس های ناتمام قدم می زنی... لبخند های کش آمده ی دیگران را می بینی .... لبخند نمی زنی صورتت کش نمی آید... لب هایت داغ می شود .... چشمانت سرد سرد... خواب می شویی... آب می شویی... از درد متولد می شوی و با درد می میری... با درد زندگی می کنی... هذیان می گویی... درد می گویی... غم می گویی.... خواب نمی بینی ... توی کابوس هایت تا ابد قدم می زنی....
برای هنی عزیز که مادرش را به آسمان ها سپرد
زندگی زیاد سخت نیست. دو واحد خریت که بگذرونی می تونی نمره قبولی استادت رو بگیری. حالا آ نبودی نبودی نمی میری که!
هر روز روي در يخچال، روي ميز آرايش،توي كفشم، روي شير دوش حمام، براي خودم يادداشت مي گذارم:
زندگي كن
فيلمنامه رو نوشتيم. در 5 نسخه تكثير مي كنم و مي فرستيم واسه شوراي توليد، تا خدا چه خواهد!
البت احتمالا نيمي از اين سران از تعجب ارائه فيلمنامه ي بنده سكته مغزي ميكنند و بدين ترتيب من نمي تونم بازم فيلم بسازم.
ولي اگه بشه احتمالا خودم سكته مي زنم. بسكه همه چيز يادم رفته
سوال : چرا باز شده بود؟!!!
محمد علي ابطحي... مرد خوش روي وب نوشت كجاست؟
چرا خداي ما با خداي اين ها فرق دارد؟
من و برادرم احمدي نژاد جهان جديد را تبريك مي گوييم. ما گروه 2 هستيم
در راستاي جي 8 و....
من با كمك دولت توي دهن ملت مي زنم!
جمله ي بالا از سخنان چه كسي است؟
شازده كوچولو - من سياره اي را سراغ دارم كه آدمي سرخ رو در آن زندگي مي كند. او هيچ وقت گلي را بو نكرده است. او هرگز به تماشاي ستاره اي ننشسته است. هرگز كسي را دوست نداشته و هيچ وقت كاري جز جمع كردن عددها نداشته است. او هم - مثل تو - هر روز پشت سر هم مي گويد" من خيلي گرفتارم. كارهاي مهمي دارم" او هميشه بادي به غبغب مي اندازد و به خودش مي بالد. ولي به نظر من او اصلاً آدم نيست. او يك قارچ است!
من - يك قارچ سمي است!!!